سهيل آل رسول : عضو هيئت مديره کانون مهندسان فارغ التحصيل دانشکده هاي فني دانشگاه تبريز 
 مقدمه
 با توجه به عموميت يافتن نسبي مفاهيم مهندسي ارزش و آشنايي مقدماتي با اين تکنيک در مجامع مختلف تصميم گيرنده و تصميم سازنده مهندسي توجه به جزئيات مرتبط با بکارگيري آن اهميت ويژه اي مي  يابد. چرا که سابقه بکارگيري مفاهيم نو تعريف در کشور طي  ساليان اخير همواره ما را نسبت به جهت گيري و گرايش صحيح آن مفهوم در عمل و کاربرد حساس نموده است. به عبارت بهتر در موارد متعددي تکنيک هاي مديريتي يا مهندسي تازه وارد به مجامع مهندسي کشور يا از حد تعريف و آشنايي فراتر نرفته اند و يا با ورود افراد غير متخصص به ورطه آنها تنها در جنبه هاي تجاري رشد و نمو نموده اند. در بهترين نمونه ها هر چند اين روش ها در عمل به کار گرفته شده اند، ليکن بنابه مورد و يا زمان کاربرد نتايج مورد انتظار حاصل نشده که باعث ايجاد تصويري نامناسب از آنها در ذهن تصميم گيرندگان خرد و کلان شده است. به اين ترتيب جهت موفقيت کاربرد روش مهندسي ارزش، که به عنوان تکنيکي ساختارمند و خلاق به سوي تحليل کارکردهاي يک محصول، خدمت يا سيستم با هدف دستيابي به کارکردهاي مورد انتظار در کمترين هزينه دوره عمر گام برمي دارد، بايد بهترين زمان اثر بخشي و قواعد بنيادی در کاربرد آن را به خوبي شناسايي نمود.
مهمترين دلايل رويکرد به تکنيک هاي نوين مديريت در پروژه شايد در ابتدا مهمترين هدف اجرا و بکارگيري هر روش پايش يا مديريت در پروژه هاي کلان کاهش هزينه ها ديده شود ليکن بنابر دلايل مختلفي طي چند دهه اخير رويکرد جدي به استفاده از تکنيک هاي نوين مديريت پديد آمده است. زماني که در عرصه هاي رقابتي و تحت تأثير بازارهاي جهاني هدف تصميم گيرندگان کاهش هزينه ها و افزايش سود، بهبود کيفيت، افزايش در سهم بازارهاي جهاني و مديريت منابع موجود باشد ديگر بکارگيري از روش سنتي مديريت اثر بخش نخواهد بود. در حالي که در تمامي کشورهاي توسعه يافته افزون بر 3 دهه از درک ضرورت بکارگيري از متدهاي کارآمد جهت کاهش هزينه هاي پروژه هاي کلان مي گذرد استفاده و کاربرد هرچه سريعتر و جدي آن الزامي است جايي که بخش قابل ملاحظه اي از هزينه هاي پروژه صرف مواردي مي شود که تأثيري در کارکردهاي هدف پروژه، کيفيت، زيبايي يا قابليت اطمينان پروژه ندارد.    ضرورت بکارگيري از مهندسي ارزش در مديريت پروژه هاي عمراني هرچند متدهاي توسعه يافته مديريتي و کيفيتي چون TQM و SIX SIGMA و . . . با هدف نيل به بهترين نتايج اثر مشخص خود را ايفا مي کنند ليکن پروژه هاي کلان نيازمند روشي سازمان يافته و نظام مند جهت اعمال بهبود و تغيير است. به عبارت ديگر روش هاي مديريت و کنترل کيفيت پروژه ها عمدتاً احاطه بر کنترل منابع و ثمر بخشي سرمايه ها در حوزه طراحي هاي موجود دارند حال آن که بنابر دلايل مختلفي در پروژه هاي کلان لزوم تغيير يا بهبود در مطالعات بدوي يا اجرايي احساس مي شود. تغيير در اهداف کلان ذينفعان پروژه بنابر شرايط خاص بازار، جهان و تغييرات در منابع مالي يا منابع- خطاهاي محتمل طرح- تأخيرات پيش بيني نشده و . . . همه و همه زمينه هاي پر رنگي براي اعمال تغييرات اساسي در جهت دستيابي به بهبود کارکردهاي هدف پروژه يا کاستن از هزينه هاي غير ضروري آن است. مهندسي ارزش به عنوان متدي با تکنيک هاي ناب و شناخته شده حل مسأله با هدف رسيدن به حداکثر کارآيي و اثر بخشي در کليه مطالعات و فعاليت ها سعي در ترسيم وضعيت مطلوب تر سيستم دارد و از آن جا که تنها هدف مطالعات ارزش ارزان سازي نيست مي توان به دستيابي نتايج مطلوب اميد بيشتري داشت. بهره گيري از کارشناسان چند گرايشی براي اعمال تغييرات، تکميل تدريجي تغييرات از طريق مطالعه و بررسي عيني کار، بهره گيري از يک منطق اساسي براي طرح پرسش ها و برنامه ريزي مدون و ساختار مند انجام کار به عنوان اصول بنيادي مهندس ارزش مي تواند در بسياري از چالش هاي مديريتي پروژه ها مؤثر واقع شود.   دلايل تأخير و افزايش هزينه ها در پروژه هاي عمراني شايد عدم رعايت قانون در تهيه و اجراي طرح و تخصيص نامناسب اعتبارات به عنوان مهمترين دلايل تأخير پروژه هاي کلان عمراني شناخته شده باشد ليکن بنابر مطالعات علمي تا سال 1384 تنها 40 درصد پروژه ها بنابر دليل مستقيم عدم تأمين اعتبار مالي مناسب دچار تأخير شده اند. بنابراين بديهي است بايد علل تأخير را در موضوعات گسترده تر و جامع تري يافت. بسياري از اين تأخيرات ريشه در مسائل بنيادين طرح دارد به عبارتي مواردي چون کمبود اطلاعات، عدم شناخت و کارکردهاي مورد انتظار، تفکرهاي سنتي و عادت هاي نامناسب با هدف و زمان بندي ناصحيح مي تواند پايه بسياري از تأخيرات باشد، اما ضعف در مديريت منابع انساني و هماهنگي، ريسک گريزي و تغيير در خواسته ها و نيازهاي ذينفعان نيز مي تواند از ديگر دلايل مؤثر در تأخيرات پروژه هاي عمراني شناخته شود. بنابر تحقيقات مختلف در حوزه مديريت پروژه از جامعه آماري مشاوران، کارفرمايان، پيمانکاران و مديران طرح بيش از 77 درصد از اين قشرها اثر بخشي مديريت طرح در پيشبرد پروژه از نظر صرفه جويي زماني و 79 درصد در صرفه جويي هزينه ها را کمتر از متوسط ارزيابي نموده اند اين آمارها و موارد مشابه خود بيانگر حقايق جدي در خصوص نياز ورود عاملي مؤثر جهت جلوگيري از تأخير و صرفه جويي در منابع مالي، انساني و زمان پروژه ها مي باشد. روشي چون مهندسي ارزش که بر پايه خلاقيت و مبتني بر اصول توسعه يافته و نظام مند خواهد توانست در اين فرايند خلاء فعلي را پر نمايد.   زمينه هاي قانوني کاربرد مهندس ارزش اما روش مهندسي ارزش با مزاياي فوق الذکر نيازمند زيرساخت هاي قانوني براي اجرا بوده است. طي بند ج ماده 61 برنامه پنج ساله سوم توسعه کشور  که مي گويد" دستگاه هاي اجرايي موظفند طرح هاي عمراني در دست اجراي خود را به پيشنهاد سازمان برنامه و بودجه به منظور ساده سازي و ارزان سازي (با اعمال مهندسي ارزش) ضمن رعايت استانداردهاي فني مورد بازنگري قرار دهند " اولين زمينه هاي قانوني مهندس ارزش در کشور فراهم آمد که با ابلاغ نشريه 32918 نظام فني و اجرايي طرح هاي عمراني و پس از آن بند " ه " تبصره يک قانون بودجه سال 1381 پيگيري شد. اما با ابلاغ شرح خدمات پيشنهاد تغيير به روش مهندسي ارزش (VECP) و قوانين انگيزشي منضم به آن جهت پيمانکاران در سال 1383 زمينه هاي لازم قانوني عملاً محقق شد. شايان توجه است که در سال 1386 نيز استفاده از مهندسي ارزش براي پروژه هاي بالاي 100 ميليارد ريال کشور در قانون بودجه الزامي شده است.   بهترين زمان براي بکارگيري مهندسي ارزش در مرحله پيش مطالعه در پروژه مهندسي ارزش برنامه ريزي با هدف تدوين يک برنامه گام به گام و زمان بندي شده براي دستيابي اهداف مطالعه انجام مي پذيرد اما تعيين زمان مناسب براي آغاز به کار گروه مهندسي ارزش کاملاً کليدي است. جايي که بنابر مطالب ذکر شده در مقدمه مي تواند با اثر بخشي و ارائه مزاياي مطالعه در بهبود، به نتايج مناسبي منجر شود يا با ورود نامناسب، افزون بر عدم اثر بخشي لازم، زمينه ذهني کاربرد اين روش را براي ديگر پروژه ها نيز خدشه دار سازد. آنچه مسلم است مطالعات ارزش در تمام مراحل مطالعات اعم از شناسايي، امکان سنجي، طراحي، تدارک، اجرا، ساخت و نگهداري قابل کاربرد است، اما عملاً عمده مطالعات ارزش پس از 30 درصد پيشرفت اجراي طرح آغاز شده است. با اين وجود بهترين زمان ورود و شروع مطالعات ارزش به پارامترهاي مختلفي وابسته است و پتانسيل بهبود و صرفه جويي هزينه هاي دوره عمر با اعمال ويژگي ها، شرايط و محدوديت هاي هر پروژه خاص در زمان هاي مختلف اجراي پروژه، متفاوت است. در پروژه ها با تعاريف استاندارد شايد برخلاف تصور عمومي بالاترين پتانسيل صرفه جويي هزينه ها در کارهاي اجرايي پروژه نيست بلکه به صورت ميانگين استانداردها و ضوابط و خدمات مهندسي به ترتيب اولويت حائز بالاترين پتانسيل ها براي کاهش هزينه هاي غير ضروري پروژه  مي باشند به همين ترتيب نيازهاي کارفرمايي، استانداردها و طراح و مشاور نيز از پيمانکاران پروژه ها تأثير بيشتري در کاهش و افزايش هزينه پروژه ها دارند. در تعريف استاندارد و بنابر نمودار ذيل بهترين زمان براي ورود مهندسي ارزش در فرآيند اجرايي زماني است که طرح در مراحل مطالعات امکان سنجي يا طراحي مفهومي است با اين وجود همانگونه که اشاره شد عملاً اين ورود در دنيا با اجراي حداقل يک سوم از عمليات اجرايي پروژه مقارن شده است.   جمع بندي بنابر آنچه دلايل رويکرد به تکنيک هاي نوين مديريت در پروژه هاي عمراني جهت جلوگيري از تأخيرات زماني و صرف هزينه هاي گزاف و غير ضروري دانستيم، ضرورت کاربرد تکنيک ارزش به عنوان مکملي براي روش هاي مديريت و کيفيت خصوصاً جهت انجام تغييرات در پروژه ها به منظور بهبود کيفيت و کارکرد، کاهش هزينه هاي طول عمري و زمان نمايان می گردد. اما بنابر آنچه که مي توان عدم شناخت جامع و درک صحيح از مفاهيم نو در مهندسي و مديريت ناميد لزوم بکارگيري بجا، صحيح و به موقع اين مفاهيم از اهيمت دو چندان برخوردار است. به عبارتي بومي سازي تکنيک ها بر مبناي استانداردهاي ملي و ضوابط و معيارهاي داخلي گام مهمي در بکارگيري اين روش ها است. از آنجا که در بسياري از طرح هاي عمراني کشور مطالعات امکان سنجي تا طراحي پايه با صرف هزينه ها و زمان اندکي نسبت به استانداردهاي بين المللي انجام مي پذيرد ناگزير انتخاب زمان ورود تيم ارزش به پروژه به نسبت آنچه در تعاريف ارائه گرديد پيچيده تر و متفاوت تر مي باشد. لزوم ارائه طرح پايه مدون براي اجراي تمامي پروژه ها با امکان تعيين هزينه هاي طول عمري مشخص، حداقل داده مورد لزوم مطالعات است که در ابتداي مطالعات تفصيلي طرح هاي کشور مهيا مي گردد و به عنوان نتيجه اين زمان به عنوان زمان مناسب تر ورود تيم مطالعاتي ارزش توصيه مي گردد.   منابع و مراجع : 1-      " با طرح هاي ناتمام عمراني چه کنيم؟ " – توکلي، احمد- فصلنامه علمي پژوهشنامه اقتصادي – شماره 25- پاييز 1386- صفحات 15-32 2-      تجزيه و تحليل نقش مديريت طرح در نظام فني و اجرايي کشور- حسينعلي پور، مجتبي و جوادي، محمد- دومين کنفرانس بين المللي مديريت پروژه – 1384 3-      جايگاه مهندسي ارزش در مديريت پروژه- جبل عاملي، محمد و همکاران – معاونت امور فني سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور 1383 4-      کتاب کار جامع مهندسي ارزش – سارنگ، محمد- بخش آموزش و کادر سازي طرح فراشهر شهرداري تهراندر صورت تمایل به دریافت نسخه کامل مقاله (همراه با اشکال و نمودارها) به email سایت پیغام ارسال کنید.بینید و به راحتی دانلود کنید.
 
http://www.payam-aet.ir/official/1631/toc.asp