تحلیل کارکرد مهندسی ارزش در پروژه های کشور
فصلنامه علمی-راهبردی پیام(شماره 31-32- پاييز و زمستان 1390)
سهيل آل رسول
عضو هيات مديره کانون مهندسان فارغالتحصيل دانشکدههای فنی تبريز و عضو هيات مديره انجمن مهندسی ارزش ايران
مقدمه
همچون بسیاری از مفاهیم نسبتاً نو در فضای فنی و مهندسی کشور مهندسی ارزش نیز در ابتدای راه، مسیری پرافتوخیز داشته است. اگر دهه گذشه را دوران تولد این "مفهوم و راهبرد مدیریتی" در فضای صنعتی و مهندسی کشور بنامیم، تلاش بسیار زیاد فعالان این عرصه صرف معرفی، بررسی اثرات، چارچوبها و ضوابط اجرای آن شده است. فعالیتهای قابل ستایشی که البته به زعم برخی از صاحبنظران چندان هم کافی و خوشبینانه نیست. اما آنچه در این فرصت تلاش داریم تا به آن بپردازیم این مهم است که آیا در حال حاضر مهندسی ارزش به جایگاه مناسب خود رسیده است یا خیر؟ به عبارتی، تلاش خواهیم کرد تا با تحلیل کارکرد فعلی VE در ايران و تجزیه و تحلیل قلمروهای آن، تحقیق کنیم آیا بیان و تعریف واحد مورد نظر VE در پروژههای خرد و کلان کشور محقق شده است یا خیر؟
این مهم از دو جنبه قابل تعمق است: اول آنکه بنا بر یکی از اصول مهندسی ارزش در فاز تحلیل کارکرد همواره اجزای پروژه به کارکردهای آنها تبدیل میشود. لذا قابلیت بهکارگیری مهندسی ارزش بهعنوان یکی از نرمافزارهای هر پروژه قابل تأمل است. دوم آنکه همواره تعاریف، روشها و تکنیکهای نو در کشور ما از سوی برخی فرصتجوییها و بعضاً سادهانگاریها مورد تهدید بوده است بهنحوی که از بسیاری از این تعاریف و ساختارها در در ورطه بهکارگیریهای نادرست، شیوههای ناقص و بعضاً سودجویانه جز خاطره فرصتی سوخته شده چیزی باقی نمانده است. بنابراین بیراه نیست اگر با پایشی دلسوزانه نسبت به بهکارگیری از مهندسی ارزش در جایگاه مناسب خود حساس و پیگیر باشیم.
بنا بر یکی از متداولترین تعاریف[1]، ارزش عبارت است از "کارایی مورد نیاز با کمترین هزینه"، سؤال اینجاست که در دوران بلوغ مهندسی ارزش در کشور آیا این روش کارایی مورد انتظار را داراست و آیا هزینههای متناسبی صرف آن میشود؟ برای آنکه روش یا رویکردی بتواند به کارایی مورد انتظار خود برسد زیرساختهای مختلفی مورد نیاز است از آن جمله ایجاد آشنایی فراگیر در جامعه مخاطبان و مدیران، نیروهای آموزش دیده و خبره مهندسی ارزش، وجود قوانین و بخشنامههای قانونی و درنهايت اراده انجام و بهکارگیری از آن.
زمینههای آشنایی با VE با تلاش فعالان و دلسوزان این عرصه در دانشگاهها، انجمن مهندسی ارزش ایران و ارگانهای مهم دولتی و علاقهمندان آن بهنحو مؤثری انجام شده که البته همچنان از نظر سطح گسترش و فراگيری با استانداردهای برخی از کشورهای صنعتی تفاوت قایل توجهی دارد. با وجود اين، حوزه وسیعی از صنعت آب، برق، نفت و گاز و راه و ساختمان را پوشش داده است.
عليرغم مشکلات عمدهای که اخذ مدارک بینالمللیVE و اعزام اساتيد مجرب از سوی انجمن مهندسی ارزش آمریکا SAVE در سالهای اخیر وجود داشته است فرآیند آموزشی با سرعت و تمرکز نسبتا خوبی از سوی فعالان این عرصه پیگیری شده است و امروزه نیروهای خبره متعددی در بخش خصوصی و همچنین در بدنه کارشناسی و مدیریتی ارگانهای دولتی و نیمهدولتی وجود دارد.
از نظر زیرساختهای قانونی با ابلاغ مجموعه دستورالعملهای مطالعات مهندسی ارزش در دوره پیش از عملیات اجرا و ساخت[2] در سال 1384 و الزام استفاده آن در پروژههای بالای 100 میلیارد ریال در قانون بودجه سال 1386 عملا یکی از مناسبترین بسترهای قانونی فراهم آمده است.
نهایتاً مشکلات عمده پروژههای مختلف ملی، استانی و حتی محلی در بهکارگیری از منابع مالی و غیرمالی و همچنین زمانبندیهای طولانی اجرایی در کنار مسائل مهم بهرهبرداری و نگهداری انگیزه کافی را نزد مدیران و جامعه فنی و مهندسی کشور برای استفاده از هر راهبرد موثری همچون تکنيک VE ایجاد کرده است.
با حصول این سطح مطلوب از پیشنیازها سؤال مهم ديگر این است که آیا امروزه میتوان مهندسی ارزش را بهعنوان یکی از اجزای پروژههای کلان و نیمهبزرگ کشور تلقی کرد؟ و آیا درصورتیکه VE در پروژهها بهعنوان یک جزء تعریف شود کارکرد مورد لزوم خود را بروز میدهد ؟
در نگاهی منصفانه و خالی از تعصبات حرفهای میتوان اذعان کرد مهندسی ارزش در ايران فاصله زیادی تا تعریف بهعنوان یک جزء از پروژههای جاری کشور دارد. این مهم را اولاً، آمار داخلی (نسبت پروژههایی که مورد مطالعه مهندسی ارزش بودهاند نسبت به کل پروژههای بالای 100 میلیارد ریال) و ثانیاً، آمار مقایسهای با تعداد پروژههای مهندسی ارزش آمریکا، ژاپن و حتی عربستان تأیید مینماید. از دیگرسو، عمده پروژههای مورد مطالعه قرار گرفته در چارچوبهای کارفرمایی و نه پیشنهادی پيمانکاران، آن هم تنها در یک مرحله از عمر پروژه انجام شدهاند که خود بیانگر عدم تعریف آن بهعنوان جزیی از اجزای مهم پروژه است.
در تحلیل کارکرد آن بخش از پروژهها که از این تکنیک استفاده میکنند، با استفاده از دو سؤال کلیدی "آنچه که هست" و "آنچه که باید باشد" جلو خواهیم رفت. در یک تلاش مقدماتی شاید در همان محدود پروژههای مشتری مهندسی ارزش این جزء در مسیر بحرانی اصلی قرار نمیگیرد و عمدتا با همزمانی در بازنگری مطالعات یا فرازهای مقدماتی اجرا رخ میدهد. در تعقیب نتایج به عبارت بهتر کاربرد عملی آن عمدتا باید اهداف ذاتی مهندسی ارزش را بیابیم یعنی "بهبود کارکردها" و "کاهش هزینهها" و یا تناسبی از این مجموعه. نتایج پروژهها اما قابلیت فوق را چندان تایید نمیکند. به عبارتی، پس از انجام مطالعات و کارگاه مهندسی ارزش در يک پروژه بعضاً یا کارکردها بهبود ملموسی نمییابند و یا کاهش هزینهها چندان چشمگیر و منطبق با توقعات رخ نمیدهد.
نارضایتی نسبتاً شایع در میان مخاطبان مختلف این متد مدیریتی شاهدی بر این ادعاست. هرچند آسیبشناسی ناکارآمدیهای مورد اشاره خود موضوع بحثهای مفصل کارشناسی است لیکن در این فرصت نیز به آن اشاراتی خواهیم داشت.
حضور نسبتاً ضعیف پیمانکاران در عرصه VE
بنا به تعریف و براساس مشوقهای قانونی پیشبینیشده پس از کارفرمای مجری طرح و در کنار مجموعه بهرهبردار، پیمانکاران میبایست مشتاقترین ذینفعان برای بهکارگیری و استقرار مهندسی ارزش در پروژه باشند. به عبارتی، در دو حالت عمده پیمانکار از VE نفع مستقیم میبرد: اول، در حالتی که با پیشنهاد او بخشی از هزینههای پروژه در چارچوب VE کاهش یابد که تا 30% آن کاهش هزینه به پیمانکار بهعنوان مشوق قابل پرداخت میباشد و دوم، کاهش پیچیدگی یا ارتقای ایمنی در روش ساخت و به عبارت بهتر، بهبود طرح در جهت تسهیل ساخت است.
با این مزایا باید ریشه اشتیاق کم صنف پیمانکاری را در نکاتی چند جستجو کرد: اولاً، عدم گستردگی معرفی و آشنایی با روش مهندسی ارزش و ضوابط قانونی. عملاً تمرکز دورههای مهم آموزش مهندسی ارزش در کشور بر روی نیروهای کارفرمایان دولتی و مشاوران بوده است و سطح آموزش در میان پیمانکاران بسیار پایینتر است.
ثانیا، متأسفانه دانش فنی و قابلیتهای نرمافزاری مهندسی در میان عمده پیمانکاران بسیار پایین است بهنحوی که خود مانعی بر بهکارگیری متدهای مختلف نوین مهندسی و مدیریت از جمله VE میگردد.
و درنهایت ضعف در بخشنامهها یا آییننامههای بهکارگیری قوانین مرتبط با مهندسی ارزش در کشور و بعضاً برخوردها و یا تفاسیر سلیقهای از آن در مواجهه با پیمانکاران از سوی کارفرمایان پروژهها.
نظامنیافتگی مجریان مطالعات مهندسی ارزش در کشور
علیرغم وجود برخی ضوابط در نحوه ارجاع و یا مشخصات مشاوران و مجریان برگزاری کارگاههای VE همچنان این حوزه از جمله تخصصهای تفکیکی در معاونت برنامهریزی و نظارت راهبری ریاست جمهوری شناخته نشده است. از این رو، فعالیت بسیار از فعالان این حوزه نظاممند نبوده برخی نیز بدون داشتن شرایط و صلاحیت در این عرصه فعالیت میکنند که بعضاً زمینه نارضایتی ذینفعان و عدم اثربخشی مهندس ارزش را فراهم میآورد.
فراز و فرودهای متولی استقرار و توسعه VE
طی چند سال اخیر انجمن مهندسی ارزش ایران بنا به دلایل متفاوتی دچار فراز و فرودهای بسیاری بوده است که خود بر کارکرد فعلی و سطح موجود VE در معادلات پروژههای جاری کشور اثری بیتردید داشته است. هرچند عمده فعالان حوزه VE انجمن مهندسی ارزش ایران را بهعنوان متولی اصلی طی این سالها شناختهاند، لیکن عملاً مشاهده میشود که همچنان در تفسیر وظایف کلیدی و محوری این سازمان مردمنهاد تفاوت دیدگاه عمدهای وجود دارد.
نحوه توسعه آموزش اعم از اینکه دورههای مستقیم برگزار شوند و یا با معرفی مدرسان و مجریان ذیصلاح، نحوه عملکرد در قبال پروژهها اعم از اینکه ورود مستقیم داشته باشد و یا وظایف کنترلی و نظارتی ایفا کند. همچنین چارچوبهای تعاملی با نهادها و ارگانهای مشتری برای VE. با این همه، تا رسیدن به یک اتفاق نظر یک گام و برای زمینهسازی و کارآمدسازی چارچوب مورد توافق گامهای بیشماری نیاز دارد. هرچند علیرغم تلاش هیأت مدیره جدید در این راستا بنا به دلایل مختلفی که در این مجال نمیگنجد شاید فرصت بهبود و چشمانداز مثبت کوتاهمدتی پیشبینی نگردد.
جمعبندی
در پایان به منظور ارتقای کارکرد VE در پروژههای مختلف کشور و توسعه روزافزون جایگاه آن چند نکته مهم قابل طرح است: اول، همدلی و همافزایی کلیه دستاندرکاران این حوزه است که تنها در سایه تعامل، صبر و مصلحتاندیشی به دست خواهد آمد و نیازمند اقدام جدی و فوری پیشکسوتان و دستاندرکاران قدیمی این حوزه است.
دوم، تلاشی هماهنگ جهت یافتن خلاهای قانونی و نیازهای چارچوب دار این حوزه و پیگیری آن در سطح کلان دولت و مجلس است.
سوم، بازتعریف مهندسی ارزش در حوزهها و مجموعه هایی است که در نتیجه برخی سوء اثرها و پروژههای ناموفق از این تکنیک ناامید یا رویگردان شدهاند.
و در پایان استمرار بر توسعه آشنایی و آموزش VE در سطح کشور بهویژه در میان پیمانکاران است که بهعنوان بخش عمدهای از نیروهای کار و مهمترین بخش مالی و اجرایی پروژهها طی سالهای گذشته بهره کمتری از VE برده است.
مقالات مختلفی که از سال 1379 تا کنون در زمينه های مختلف منتشر کرده ام و عمدتاً در مجلات فنی- تخصصی، دانشجویی و يا کنگره های ملی و بين المللی به چاپ رسيده است همگی در اين وبلاگ قابل دسترسی می باشد که اميدوارم زمينه های همکاری با علاقمندان به اين موضوعات را فراهم آورد.